مقدمه
يكي از اعتراضاتي كه به پيامبر اسلام شده است موضوع تعدد زن هاي آن حضرت است. خلاصه اعتراض اين است كه زياد زن گرفتن نشانه تسليم بودن در مقابل شهوت است و پيامبر اسلام خود به چهار زني كه براي پيروان خود حلال كرده بود اكتفا نكرد و بيش از چهار زن را براي خود برگزيد.
پاسخ به اين اعتراض اين است كه اين بحث نيازمند يك بررسي و تحليل گسترده پيرامون آياتي است كه درباره ازدواج حضرت سخن گفته اند ولي براي آشنا شدن بيشتر با پاسخ صحيح اين اعتراض بايد نكاتي را يادآور شد.
1. اصولاً تعدد همسران پيامبر مربوط به افراط و زياده روي حضرت در زن دوستي نبوده است بلكه ازدواج هاي آن حضرت مربوط به جهاتي است كه با تحليل هر كدام از ازدواج هاي وي روشن مي شود.
يادآوري اين موضوع براي دريافت پاسخ صحيح ضروري است كه نخستين زني كه پيامبر گرفت خديجه بود. ازدواج پيامبر با خديجه به دوران 25 سالگي پيامبر يعني 15 سال پيش از بعثت برمي گردد. در آن دوران حضرت با خديجه كه 40 سال داشت ازدواج كرد.
وي زن بيوه اي بود كه قبلاً دو شوهر كرده بود نخستين شوهر او مردي به نام (عتيق بن عائذ مخزومي) بود كه از او فرزندي به نام «جاريه» داشت و شوهر دومش (ابوهاله بن منذر اسدي) بود كه از او هم فرزندي به نام «هند» داشت. پيامبر اكرم بيش از بيست سال و بدون اين كه زن ديگري بگيرد با خديجه زندگي كرد و دو سوم عمر پس از ازدواج خود را فقط با او به سر برد.
2. پيامبر اسلام بعد از خديجه با زناني ازدواج كرد كه عده اي از آنها دوشيزه و بعضي بيوه بودند. در ميان زنان حضرت جوان و پير هر دو ديده مي شد و اين آزادي در ازدواج هم بيش از ده سال دوام نداشت و پس از آن بوسيله آيه 52 از سوره احزاب ازدواج جديد بر آن حضرت حرام شد.
3. از آنجا كه برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگي با خديجه شروع شد كه 15 سال از پيامبر بزرگ تر بوده و دوشيزه هم نبوده است و هم چنين در پايان زندگي كه ازدواج بر او حرام شد مي توان به روشني فهميد كه داستان تعدد همسران پيامبر را نمي توان حمل بر زن دوستي و شيفتگي آن حضرت نسبت به جنس زن كرد.
4. معمولاً كساني كه عشق فراواني به زن داشته و تمايل زيادي نسبت به آن ابراز مي دارند. چنين افرادي عاشق زيبايي و زينت نيز هستند و شيفته ناز و كرشمه مي باشند. علاقه چنين افرادي بيشتر به زن جوان و زيبا چهره اي است كه در بهار زندگي باشد در صورتي كه هيچ يك از اين خصوصيات در قيافه روحي پيامبر اسلام نمودار نيست.
5. پيامبر اكرم در ازدواج هاي خود به هيچ يك از اين امور مقيد نبود. از همين رو در تاريخ زندگي او مي بينيم كه بعد از ازدواج با دوشيزه، با بيوه هم ازدواج كرده است و نيز پس از ازدواج با زني جوان، با پيره زني از كار افتاده نيز ازدواج كرده است.
6. تنها دوشيزه اي كه پيامبر خدا با او ازدواج كرده است عايشه است پيامبر او را در مكه بعد از مرگ حضرت خديجه عقد كرد و پس از هجرت در مدينه با او ازدواج كرد. زنان ديگري كه پيامبر پس از مرگ خديجه با آنها ازدواج كرده تمام بيوه و اغلب داراي سن زياد بوده اند كه عبارتند از: 1ـ سوده 2 ـ زينب بنت خزيمه 3 ـ حفصه دختر عمر 4 ـ ام سلمه 5 ـ زينب دختر حجش 6 ـ جويره 7ـ ((ام حبيبه (رمله دختر ابوسفيان)|ام حبيبه)) 8 ـ صفيه 9 ـ ميمونه
7. طبق شهادت تاريخ ازدواج حضرت با ام سلمه كه پيرزني بيش نبوده و هم چنين با زينب دختر جحش كه پنجاه سال داشت، پس از ازدواج با عايشه و ام حبيبه جوان و زيبا بوده است.
8. پيامبر اكرم صريحاً زنان خويش را از هر زينت و تجملي نهي مي كرد و آنها را بين طلاق و زهد در دنيا و ترك زينت و تجمل مخير مي ساخت، چنانچه در آيه 29 سوره احزاب اين واقعيت منعكس شده است و روشن است كه اصولاً روحيه انزجار از زينت و تحمل نمي تواند از خصوصيات روحي مرد حريصي باشد كه تنها به آميزش با زنان و ارتباط با آنان مي انديشد و جزء دوستي آنان فكر و برنامه اي ندارد.
علل ازدواج هاي پيامبر اسلام
با توجه به نكات مطرح شده، هر پژوهشگر منصفي چاره اي ندارد جزء اين كه ازدواج هاي متعددي كه حضرت در اواسط عمر خود داشته است بر مبنايي غير از شهوت و ميل به خوش گذراني توجيه كند. بر اين اساس علل ازدواج هاي پيامبر را مي توان در اين محورها بررسي كرد.
1. پاره اي از ازدواج هاي پيامبر صرفاً براي كسب قدرت بوده و مي خواسته تا از راه وصلت، قبيله و عشيره خود را گسترش داده و از آن به نفع تبليغ دين خدا و آئين اسلام بهره بگيرد.
2. بعضي از ازدواج هاي آن حضرت فقط براي اين بوده كه دلي را به دست آورد و دلجوئي از طرف كرده باشد و مي خواسته كه تا در پرتو ازدواج از برخي از خطرات احتمالي محفوظ بماند.
3. در برخي از ازدواج هاي حضرت قصدش اين بوده كه صرفاً زني را از بدبختي و فلاكت فقر نجات داده و زندگي او را تأمين كند و مي خواسته تا با اين ازدواج پيروان خود را تربيت نموده و فرهنگ نگهداري از فقيران و بيچارگان را در ميان آنها رواج و گسترش دهد.
4. در برخي از ازدواج ها حضرت در پي آن بوده تا حكمي از احكام الهي را اجرا نمايد و در سايه آن افكار غلط دوره جاهليت را در هم كوبد چنانكه در ازدواج زينب دختر جحش همين هدف را داشته است زيرا زينب نخست زن زيد بن حارثه بود.
زيد كه پسر خوانده رسول خدا بود او را طلاق داد. عرب چنين گمان مي كرد كه زن پسر خوانده بر شخص حرام است همانطور كه زن پسر واقعي حرام مي باشد پيامبر زينب را بعد از طلاق گرفتن از زيد به ازدواج خود در آورد تا با اين فكر غلط مبارزه كرده باشد آيه 37 سوره احزاب بيانگر اين حقيقت است.
گزارشي كوتاه از زندگي زنان پيامبر اسلام
سوده : حدود يكسال پس از وفات خديجه، پيامبر سوده دختر زمعه را به ازدواج خود در آورد. پيامبر در مكه سه زن گرفت خديجه، عايشه، و سوده با بقيه زن ها در مدينه و پس از هجرت ازدواج كرد.
شوهر سوده در مراجعت از دومين هجرت حبشه از دنيا رفت. سوده زن باايماني بود كه با شوهرش به حبشه رفت و عنوان پر افتخار مهاجر را داشت. در آن هنگام كه شوهرش را از دست داده بود اگر به سوي خانواده خود كه هنوز كافر بودند بازمي گشت بدون ترديد مورد اذيت و آزار و چه بسا كشته شدن قرار مي گرفت و او را مجبور به بازگشت به كفر مي كردند. پيامبر با او ازدواج كرد تا از هر گونه اذيت و آزار محفوظ بماند.
زينب دختز خزيمه : پيامبر اكرم وي را پس از شهادت شوهرش عبدالله بن جحش در جنگ احد به ازدواج خود در آورد. زينب در زمان جاهليت از زنان بزرگوار و بافضيلت بود. او را «ام المساكين» (مادر بيچارگان) مي گفتند زيرا به فقرا و مساكين نيكي و مهرباني زياد مي نمود. پيامبر با او ازدواج كرد تا آبرو و موقعيتش هم چنان محفوظ بماند.
ام سلمه : نام اصلي اش هند است پيش از آنكه همسر پيامبر شود در خانه عبدالله ابوسلمه پسر عمه و برادر رضاعي پيامبر بود. عبدالله (ابوسلمه) نخستين كسي است كه به حبشه هجرت كرد. ام سلمه دختر ابواميه، « حذيفه بن مغيره » است و پس از حضرت خديجه كبري با فضيلت ترين زنان پيامبر محسوب مي شود. وي زني بافضيلت و متدين بوده است پس از شهات شوهرش در جنگ احد سن او زياد بود و عهده دار سرپرستي يتيماني بود كه از شوهر به يادگار مانده بودند. در چنين شرايطي پيامبر با او ازدواج كرد.
صفيه : دختر حي بن اخطب رئيس قبيله بني نضير از قبايل يهودي است. پدر و شوهرش در جنگ خيبر كشته شدند و خودش نيز جزء اسيران جنگ خيبر بود. حضرت او را براي خويش برگزيد و آزادش كرد و سپس با او ازدواج كرد حضرت با اين ازدواج هم او را از ذلت و خواري رهايي بخشيد و هم با اين ازدواج خويشاوندي سببي با بني اسرائيل (يهوديان) پيدا كرد.
پيامبر با صفيه در سال 7 هجري پس از جنگ خيبر ازدواج كرد صفيه قبلاً دو شوهر كرده بود به نام هاي سلام بن مسلم و كنانه بن ربيع
جويريه ـ پس از جنگ بني المصطلق پيامبر با جويريه كه اسمش بره و دختر حارث رئيس قبيله بني المصطلق بود ازدواج كرد. مسلمانان در حادثه بني المصطلق زن و بچه دويست خانواده را به اسارت گرفته بودند پيامبر از ميان آنها جويريه را به ازدواج خود در آورد پس از اين تصميم پيامبر، تمام مسلمانان اسيران را به عنوان اينكه از اقوام پيامبر شده اند آزاد كردند. آزادي اسيران تأثير خوبي در افراد قبيله داشت و تمام آنها متوجه پيامبر شدند و اسلام آوردند.
ميمونه : نام او بره است او دختر حارث هلاليه بود. ميمونه پس از وفات دومين شوهرش (ابورهم بن عبدالعزي) خود را به پيامبر هبه كرد پيامبر او را آزاد كرد و به عقد خويش در آورد.
ام حبيبه : نامش رمله است اي دختر ابوسفيان است او قبلاً زن عبدالله بن جحش بود. كه در دومين هجرت به حبشه همراه شوهرش بود. شوهرش در حبشه مسيحي شد ولي رمله نسبت به اسلام وفادار ماند. ابوسفيان پدر رمله از مخالفان سرسخت اسلام و پيامبر و هميشه مشغول دسته بندي و توطئه عليه اسلام بود. پيامبر ام حبيبه را به ازدواج خود در آورد و او را در پناه خويش حفظ فرمود.
حفصه : دختر عمر يكي از زنهاي پيامبر خدا است. پس از آنكه شوهرش خنيس بن حذافه در جنگ بدر كشته شد پيامبر با او ازدواج كرد.
جمع بندي
با توجه به آنچه گذشت و با توجه به اين كه حضرت مردي زاهد و دور از تجمل بود و زنان خود را نيز به زهد و كناره گيري از تجمل امر مي كرد، ترديدي باقي نمي ماند در اين كه اصولاً ازدواج هاي پيامبر (مانند ازدواج هاي ديگران كه معمولاً براي ارضاع غريزه جنسي است) نبوده است، و نيز بايد توجه كرد كه اصولا روش پيامبر در برخورد با زنها روي اصل ادب و احترام بوده است به طور كلي حقوق زن كه در دوره تاريك جاهليت دستخوش هوس راني مردم قرار گرفته و نابود شده بود به دست پيامبر زنده شد و زن كه در طي قرون و اعصار گذشته موقعيت واقعي خود را در اجتماع بشري از دست داده بود به مقام خويش نائل گرديد.
روش پيامبر بر اساس رعايت عدالت ميان زنان و حسن معاشرت با آنان بوده است و دقت به اجراي عدالت در ارتباط با آنها مخصوص به آن حضرت بوده است چنانچه جواز ازدواج با بيش از چهار زن از احكام اختصاصي آن حضرت بوده و پيروان خود را از آن نهي كرده است.

